
* میگه: غرور بده، منم مغرور بودم صدمه خوردم، شتل نمی فهمه من اصن نمی دونم غرور چیه... فقط دوس دارم اویزون کسی نباشم... این نه سالم نهایت تلاشمو کردم...
حوصله شتلیان قضاوتناک هیچی ندون رباتیکو ندارم...
ای کائنات عزیز دلم میشه یه بشر مهلبون فهیم فخیم رو زمین پیدا شه که قضاوت بلد نباشه... زیاد نحرفه، برزشی باشه، خوشبین باشه، اهل سفر باشه و فرهنگ دوستی منو درک کنه... تنهایی هم حدی داره عزیزم... باللا...
برچسب:
نویسنده: طاها فراهانی